تبليغاتX
باران
اكر حلقه عشق از طلاست حلقه دوست از وفا ست

آدم هاي ترسو، براي فرار از سکوت، با خود حرف مي زنند.
تابلوهاي جهت نما، در خيابان و جاده ها، در سکوتي بي ادعا، عابران را
راهنمائي مي کنند.
تمام مردم جهان، با يک زبان واحد سکوت مي کنند، ولي به محض باز کردن دهان
از هم فاصله مي گيرند.

کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم پرچانگي مي کنند.
سکوت، خيلي خيلي خوب است، اما نه هر سکوتي.
بعضي، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلي در
قبالش گرفته باشند.
در آخرت، تو را به خاطر حرفهاي نسنجيده، ممکن است مجازات کنند، ولي سکوتِ
بي جايت را، هرگز نمي بخشايند.

سکوت را با هر چيزي مي شود شکست، ولي با هر چيزي نمي توان پيوند زد.
دفاترِ سفيد و بي خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.
تا کنون، هيچ مترجمي پيدا نشده که بتواند سکوت را، از زباني به زبان ديگر
ترجمه کند.
قطعاً يکي از راههاي تحمل ِزندگي، پناه بردن به سکوت است.

 

هميشه گفته اند، از آن نترس که هاي و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ،
نگاهت
مي کند و در سکوت، برايت نقشه اي شيطاني مي کشد.

آدم هاي خسيس، ممکن است بي بهانه حرف بزنند، ولي بي بها، سکوت نمي کنند.
خواهي نشوي رسوا، همرنگ جماعت نشو، به وقت، ساکت باش.

آنانکه در مراسم خواستگاري ساکتند، در زندگي حرف نگفته باقي نمي گذارند.

درست است که زبان ِخوش مار را از لانه اش بيرون مي کشد، در عوض زبان ِ
سرخ،
سرِ سبز را به باد مي دهد، بهتر نيست، مار در لانه بماند و سر بر گردن.

 

مارک تواين مي گويد:
بهتر است دهان خود را ببنديد و ابله به نظر برسيد تا اينکه آن را باز

 

 

 

 

 

 

 

 

Yaran.blogfa.com




لينك ثابت نوشته شده در بیست و هفتم دی 1386ساعت 16:17 توسط ..:: یونس ::..

 

 

Yaran.blogfa.com

 




لينك ثابت نوشته شده در بیست و ششم دی 1386ساعت 15:45 توسط ..:: یونس ::..

 

 

Yaran.blogfa.com

 




لينك ثابت نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:33 توسط ..:: یونس ::..

 

 چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را درک کرده باشه                   

 

 سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه                   

 آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه                

 

لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشه                

 رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه                

 چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه                

 

اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش تقدس عشق را درک کند          

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

 

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه

 غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم

 

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

آنجه را که دوست داري بدست آور وگرنه مجبور ميشوي آنجه را که دوست نداري تحمل کني

  هميشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمي کند حتي اگر تو او را فراموش کرده باشي

 

-+-+-+-+-+-+-+-+-+-

 

گفتـــــي دلــــت بــــــا ديگـــــــري است؟ در نگاهت عشق مــن خــــاکستري است؟

 خـــــود بسي بهتـــــر نگويم مـــــن تــــرا ايــــن سکوت مــــن کلام بهتري است

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

مهم نيست در عشق به وصال برسي, مهم اين است که لياقت تجربه کردن يک عشق پاک را داشته باشي

 

 

 

Yaran.blogfa.com




لينك ثابت نوشته شده در بیست و دوم دی 1386ساعت 13:45 توسط ..:: یونس ::..

از بچگی همیشه می دانست که باید، چند قدمی عقب تر از مادرش راه برود

یعنی شنیده بود و می دانست کار خوبی ست و خودش هم این جوری بیشتر دوست داشت

.

.

.

مادرش لحظه ای مکث کرد ،سر برگرداند و به آرامی گفت

جوونم بود،جوونای قدیم!مادر تو چرا همیشه از من پیرزن عقب می مونی؟از بچگی ات ام همین جوری بودی

!همیشه باید برمی گشتم،عقب و نیگا می کردم تا بفهمم کجایی

.

.

.

از ته دل خندید وپیرزن مات و مبهوت همچنان نگاهش می کرد

 

Yaran.blogfa.com

 

m




لينك ثابت نوشته شده در بیستم دی 1386ساعت 14:55 توسط ..:: یونس ::..

.


 

ای عشق همه بهانه توست

من خامشم این ترانه از توست

کشتی مرا چه بیم دریا

توفان ز تو و کرانه از توست.

 

مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم

 چه مغرورانه التماس كرديم

 

 چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند

 هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان  کردیم

 

پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی که مرا از دل خود می رانی ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ...

 

يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم................ گرچه در خود شكستيم،صدائي نكنيم.............. يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند.............. طلب عشق ز هر بي سر و پائي نکنیم

 

 

زمان به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست....

 بوسيدن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.

 

 

Yaran.blogfa.com

 

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در نوزدهم دی 1386ساعت 17:58 توسط ..:: یونس ::..

آمد کنار حوصله من تنگ نشست

مثل هميشه پنجره ها را ولي نبست


 

گفتم چقدر سهم حقيرست اين زمين

گفت آسمان، براي من و تو هميشه هست


 

خورشيد شد به آتش کشيد تن مرا

خنديد، بند بند وجودم زهم گسست


 

پيچيد بوي تلخ وداع هميشگي

افتادم از نهايت چشمش، دلم شکست


 

از درد حلقه ميزدم و دم نميزدم

دريا و آسمان و زمين، دست روي دست


 

حالا نشسته ام به تماشاي روزها

حالا اسير بازي اين روزگار پست


 

حالا منم که سنگ صبور زمين شدم

او يک پرنده شد در افقهاي دور دست


 

پيچيد بوي خاطره اي تلخ در تنم

آمد کنار حوصله ام تنگ تر نشست

 

 

 

 

Yaran.blogfa.com

 

 

******

 




لينك ثابت نوشته شده در هجدهم دی 1386ساعت 15:59 توسط ..:: یونس ::..

پنجهای معروف دنیا!!!

پنج شخصیت سرشناس بدون تحصیلات دانشگاهی
ارنست همینگوی ( نویسنده آمریکایی(
آبراهام لینکلن ( رئیس جمهور سابق ایالات متحد(
راکفلر  میلیاردر آمریکایي
ویرجینیا ولف ( نویسنده بریتانیایی(
برنارد شاو ) نویسنده و نمایش نامه نویس بریتانیاي)

پنج قهوه خور معروف تاریخ

ناپلئون بناپارت ( امپراطور فرانسه (
باخ ( آهنگساز آلمانی)

ژان ژاک روسو ( فیلسوف و نویسنده فرانسوی (
کانت ( نظریه پرداز آلمانی
(
بالزاک ) داستان نویس فرانسوی
(

پنج هنرمند مشهوری که از فقر مطلق شروع کردند
وان گوگ ( نقاش معروف هلندی (
جک لندن ( نویسنده مشهور آمریکایی
(
مولیر ( نمایش نامه نویس فرانسوی
(
داستایفسکی ( نویسنده روسی
(
ماکسیم گورکی ( نویسنده روسی
(

پنج چپ دست معروف جهان
چارلی چاپلین ( بازیگر و کارگردان انگلیسی آمریکایی (
باخ ( آهنگساز آلمانی)

لئوناردو داوینچی ( نقاش و مخترع ایتالیایی(
میکل آنژ ( نقاش ایتالیایی (
کیم نوداک ( بازیگر آمریکایی
(

پنج پادشاهی که عمر حکومتشان زیاد بود
لویی پانزدهم ( پادشاه فرانسه 72( سال
ویکتوریا ( ملکه انگلستان ) 64 سال
جرج دوم ( پادشاه فرانسه ) 60 سال
لویی شانزدهم ( پادشاه فرانسه ) 59 سال
هنری سوم ( پادشاه انگلستان ) 56 سال

بهره هوشی پنج شخصیت سرشناس تاریخ

 توضیح اینکه بهره هوشی افراد معمولی مابین 85 تا 115 است و افرادی که بالاتر از 125 بهره هوشی دارند ، نابغه به حساب می آیند .
گوته ( شاعر آلمانی ) 185
چارلز دیکنز ( داستان نویس بریتانیایی ) 145
ناپلئون ( امپراطور فرانسه ) 140
گالیله ( اخترشناس و ریاضیدان ایتالیایی ) 145
موتزارت ( آهنگساز اتریشی ) 150

پنج نویسنده معروفی که علی رغم لیاقتشان به آنها جایزه نوبل تعلق نگرفت
لئون تولستوی
آنتوان چخوف
برتولت برشت
هنریک ایبسن
مارک تواین

پنج فیلم مطرح تاریخ سینما
دزد دوچرخه ( ویتوریا دسیکا (
روشنایی های شهر ( چارلی چاپلین
(
جویندگان طلا ( چارلی چاپلین
(
رزمناو پوتمکین ( سرگئی ایزنشتاین(
تعصب ( دیوید دارک گریفیث (

پنج زوج هنری که مدتها با هم همبازی بودند
استان لورل و الیور هاردی 105 فیلم
بود ابوت و لو کاستلو 36 فیلم
دین مارتین و جری لوئیس 17 فیلم
فرد استر و جینجر راجرز 10 فیلم
کاترین هیپبورن و اسپنسر تریسی 9 فیلم

پنج فضانوردی که جزو اولین ها بودند
یوری گاگارین ( شوروی (
لی یی شپارد ( آمریکایی
(
ویرجین گریسام ) آمریکایی
(
تیتوف ( شوروی
(
گلن ( آمریکایی
(

پنج بازیگر معروف ایفاگر نقش هملت
ریچارد بوربیچ
توماس بترتون
ادوین بوث
سر هنری ایرونیک
سرجانسن فوریس

پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهمترین کار را انجام دادند
تولستوی در 82 سالگی کتاب (( من نمی توانم ساکت باشم )) را نوشت .
جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه (( قصه های خارق العاده پند آموز )) را نوشت
پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید
چرچیل در 82 سالگی کتاب (( تاریخ کشورهای انگلیسی زبان )) را نوشت .
سامرست موام در 84 سالگی کتاب )) دیدگاهها )) را نوشت .

پنج یک چشم معروف جهان
هریسون ( بازیگر معروف انگلیسی (
جان فورد ( کارگردان ایرلندی
(
مارکونی ( مخترع ایرلندی رادیو(
موشه دایان
جان میلتون ( شاعر و آزادیخواه انگلیسی(

پنج مجرد معروف جهان
ژاندارک ( قدیس فرانسوی (
آدام اسمیت ( اقتصاددان انگلیسی
(
ولتر ) نویسنده و فیلسوف فرانسوی
(
شوپن ( آهنگساز لهستانی (
بتهوون ( آهنگساز آلمانی
(


پنج هنرمند معروفی که حقوقدان بودند
ژول ورن( نویسنده فرانسوی (
تاگور ( شاعر و نویسنده هندی
(
فرانتس کافکا ( نویسنده چک
(
پل سزان ( نقاش فرانسوی
(
چایکوفسکی ( موسیقیدان روسی)

Yaran.blogfa.com

 

 




لينك ثابت نوشته شده در هجدهم دی 1386ساعت 12:10 توسط ..:: یونس ::..

بی تو

وقتي تو آمدي و دستت را به سويم دراز کردي ، گفتم

ــ از قفس چه مي داني ؟ گفتي : آزادي

ــ از تنهايي ؟ گفتي : همزباني

ــ از محبت ؟ : عشق
ــ از دوستي ؟ : صداقت

ــ از بهار ؟ : طراوت

ــ از سفر ؟ : انتظار

ــ از جدايي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ : ........

باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت .

به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ...
تو آغوش به رويم گشودي و گفتي :جدايي ، هرگز ... بي تو من مي ميرم

 

Yaran.blogfa.com

 




لينك ثابت نوشته شده در یازدهم دی 1386ساعت 12:59 توسط ..:: یونس ::..

 

Yaran.blogfa.com




لينك ثابت نوشته شده در هفتم دی 1386ساعت 11:10 توسط ..:: یونس ::..